خرید بک لینک

این امتحانایی که میای بیرون نمیفهمی بقیه در مورد جی حرف میزنن؟؟؟

خیلی دوستشون دارم :))

با اقتدار 1/20 شدم :دی و این داره به درستی نشون میده ترم آخری چجوری باید درس بخونه :دی

برچسب: ترم آخر,ترم آخر پیام نور,ترم آخر 25 واحد,ترم آخر پيام نور,ترم آخر دانشگاه پیام نور,ترم آخر 26 واحد,ترم آخر 24 واحد,ترم آخر تابستان پیام نور,ترم آخر کارشناسی ارشد,ترم آخر پزشکی, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: پنجشنبه 29 مهر 1395 ساعت: 10:27

خودمم خسته شدم از این چسناله های بی پایان (همین جا هشدار میدم اگه شمام خسته شدین نخونین این پستو) اما این مغز قلب مریض درمان نمیشه، حداقل نه به این زودی، نه تا وقتی که این خاطرات به پررنگی و وضوح روز اولشونن امروز پا شدم نزدیک یه ساعت ذهنم پرواز میکرد با فکرام علت میزدم توی تخت خواب، مرور میکردم و فکر میکردم. بعد یه ساعت خودمو قانع کردم پاشم و با یه حالت ناامید و بی هدف پاشدم و یه روز عادی عین بقیه روزا رو شروع کردم. بعد ناهار، دخترخاله ها و پسرخاله ها داشتن مدرسه ی موش ها میدیدن، یاد تو افتادم اون موقعی که بعد سه ماه از یه گوشه اونور دنیا برگشتی ایستگاه و

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 14:45

اینایی که وقتی سویچ ماشین یا کلید خونه دستشون، میپیچوننش، میچرخوننش، میگردوننش، بالا پایینش میکنن و از هیچ تلاشی فروگزار نمیکنن که صدای نحسشو درآرن، میخوام گردن این آدما رو بجوم!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 14:45

من امشب کسیو دیدم که از خودکشی و خوردن یه عالمه قرص برگشته بودهمین الان تو خونمونه حالم بده حالم خیلی خیلی بده چشماش سرخ سرخ بود نمیتونست حرف بزنه حالم بده نمیدونم چجوری توصیف کنم نمیتونم اصن فک کنم نمیدونم چرا حتا حالم بده چرا آدم باید خودکشی کنه؟چی باعث میشه این دنیای لعنتی انقد به یکی فشار بیاره که خودشو بکشه؟ دلم میخواد گریه کنم دلم میخواد زاررر بزنم چی توی دلش گذشته بود که میخواست خودشو بکشه؟ :((((( چرا ما آدما انقدر نسبت به ظالم شدیم؟ چرا سعی نمیکنیم حال همو خوب کنیم به جاش کاری میکنیم دنیا به طرف مقابل انقدر تنگ شه که خودشو بکشه چرا میخواسته خو

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: يکشنبه 25 مهر 1395 ساعت: 14:45

بعد از تــو الکل خورد من را، مست خوابیدم
بعد از تو با هر کس که بود و هست خوابیدم
بعد از تو لای زخــــــــــــــم هایم استخوان کردم
با هر که می شد هر چه می شد امتحان کردم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 24 مهر 1395 ساعت: 0:55

من همیشه آدم فداکار قضیه بودم، آدم همیشه راه آمدن ها، ناراحت شدن ولی حرف نزدن ها. مثلن آن دفعه ای که ناراحت بودی از اشتباه خودت و سر من خالی کردی و من ساکت بودم و زبانم ماسید در دهانم! تو اما میخندیدی با بقیه و گه اخلاقی هایت مال من بود! چرا؟ دلیلت این بود که آن ها را دو دقیقه میبینی و تمام! پس می توانی تظاهر کنی خوبی! من اما همیشه بودم، مثل خواهر، و مجبور بودم به رسم رفاقت هم که شده تحمل کنم تا تو خوب شوی تا که خدایی نکرده من به مشکلاتت اضافه نکنم! تا این که این شد عادت تو! من همیشه محکوم بودم به سکوت و ناراحت نشدن و تو شدی مسئول قهوه ای کردن من موقع ناراحتی! ص

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 4:39

درد میکشم از هر یه جمله ای میگی، از هر اتفاقی که برات افتاده از اونی که همین الان بهت گفت باهاش دوست شی از دوستات، از شهری که توشی، آدمایی که باهاشونی، خونه ت، دانشگات، کلاسات این حسادت نیست، این درد اینه که جای من خیلی راحت با یه عالمه چیز دیگه پر شده بدون این که جای خالیم به چشم بیاد... ای تف تو زندگی تف تو اشکایی که تموم نمیشه ریختنشون خدایا به حق این شب عزیز، تمومش کن این عذابو :( میدونی؟ وقتی شروع میکنی به حرف زدن و میخندیم، امکان نداره بعدهر خنده یه خط اشک از کنار لبخندم رد نشه وقتی به این فک میکنم تموم شده س همه چی...

برچسب: دردشتي,دردشة,درد,درد معده,دردشة عراقنا,درد پاشنه پا,درد قفسه,درد دل,درد کف پا,درد به انگلیسی, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 4:39

آدما یاد میگیرن با غم هاشون زندگی کنن یاد میگیرن یه غمو یه گوشه از قلبشون نگه دارن، بگن، بخندن، شاد باشن درحالی که یه تیکه از قلبشون کنده شده رفته حسی که به خودم داشتم این بود که من دیگه نمی تونم عاشق کسی بشم چون هرکسی یک بار تو زندگیش عاشق میشه نه اینکه این ترس از بین رفته باشه ها، اما فکر میکنم اگه عاشقم نشدم هم میتونم دوست داشته باشم. درسته که این ایده آل من نبوده برای زندگی اما گاهی وقتا همه چیز طبق خواسته ما نیست و این یعنی زندگی! گاهی گمان نمی کنی ولی خوب می شود گاهی نمی شود که نمی شود که نمی شود گاهی بساط عیش خودش جور می شود گاهی دگر، تهیه بدست

برچسب: life is life,life is life opus,life is life lyrics,life is life laibach,life is life quotes,life is life noah and the whale,life is life maradona,life is life lyrics noah and the whale,life is life opus lyrics,life is life and kind is kind, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 4:38

امتحان دادم! تاقل تموم! خیلی خیلی خوب شد! واقعن فک نمیکردم خودم انقدر خوب داده باشم! واقعن برام یه معجزه س! امروز بعد اینکه نمرمو دیدم خب خیلی تعجب کردم و بعدم خیلی خوشحال! جالبیش اینجا بود که خوشحالیه خیلی زود تموم شد. مثلن بعد نیم ساعت! بعد حالتیو تصور کردم که بد داده بودم امتحانمو! اگه این اتفاق میفتاد تا هفته ها ناراحت بودم! خیلی خیلی ناراحت! بعد به این فکر کردم چرا ناراحتیای ما خیلی عمیق تر از خوشحالیه؟ شمام اینجوری این؟ وقتی به اهدافتون میرسین دیگه انگار شیرینیش از بین میره؟

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 11:16

یکی از ویژگی هایی که همیشه داشتم و سعی کردم در دیگران و اطرافیانمم ایجاد کنم این بوده که نذارم هیچ وقت حرف تو دلم بمونه، عمدتن وقتی از کسی ناراحت شدم، رفتم دستشو گرفتم بردمش یه گوشه ای زیر آسمون خدا، بهش گفتم فلانی، من فقط اومدم بت بگم خیلی ازت ناراحتم به این دلیل! بعدشم گفتم فقط میخواستم بگم بت اینو و الانم حرفم تموم شد. خب همیشه طرف برمیگرده شروع میکنه به توضیح دادن! امروز این کارو با یکی از اون دوستام کردم که گفته بودم دوست نماس! نمیخواستم قبل رقتن به زیارت از کسی چیزی تو دلم بمونه! خلاصه بهش گفتم من ازت ناراحتم به این دلیل فقطم گفتم که حرف تو دلم نمون

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 22:50

روابطی که با جنس مذکر داشتم ۹۰٪شون میل کرده به سمت یه رابطه عاطفی یه طرفه

من مشکل دارم واقعن؟!

نباید با هیچ پسری حرف زد آیا؟!

خسته شدم از این که مثلن سعی کنم به یکی بفهمونم آقاااا، من آدمش نیستم دست از سر کچل ما بردار!!!!!

نمیدونم شاید واقعن نباید بیشتر از حد سلام علیک به کسی اجازه داد که نزدیکت بشه

:|


برچسب: دو نقطه خط,فاصله دو نقطه دو خط,من دو نقطه خط,شکلک دو نقطه خط, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 13:09

مشهد عزیز مننننننن دارم میام بالاخره! :دی شادم مثل سگ! :)) دلم کلی واسه حرم تنگ شده! کلی حرف دارم، خیلی خیلی زباد، کلی چیز میخوام از قبیل اراده، شانس، ناامید نشدن، عشق، ایمان بیشتر، آرامش و ... ————————————————————————————————————————— عاشق فیزیکم! عاشق کوانتومم! عاشق خریت ما آدما در نفهمیدن کوانتومم! از ترم یک، سر تک تک کلاسای فیزیک استادی نبوده که به نادانی ما آدما در زمینه کوانتوم اشاره نکرده باشه! واقعن لذت بخشه :)) ————————————————————————————————————————— امروز توی اتوبوس نشسته بودم، یه

برچسب: پاییز دوست داشتنی من,پاییز دوست داشتنی,پاییز فصل دوست داشتنی من, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 10:48

هوا خوبه، حالم خوبه، رفتم باشگاه ورزش کردم، مهربون بودم اما حدمو نگه داشتم با دوستایی که فکر میکردم دوستن یا حتا بیشتر، مثل خواهر، یه کاکتوس سوغاتی گرفتم...

هوا خوبه، حال منم خوبه :)

ایشااله که شمام خوب باشین

برچسب: پاییز دوست داشتنی من,پاییز دوست داشتنی,پاییز فصل دوست داشتنی من, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 23:39

علی لبخند زد. به حوض آب خیره شده بود. عکس خورشید توی حوض اقتاده بود. درویش به خنده گفت: -تو هم نقش خدا رو در مهتاب میدیدی؟! علی خندید و گفت: -عکس خورشید را در حوض میبینم. به خورشید نمیتوان زل زد. چشم را میزند، اما به عکسش میشود نگاه کرد.کی با مهتاب وصلت کنم؟ -هرزمانی که فهمیدی مهتاب را فقط به خاطر مهتاب دوست داری. با او وصلت کن! یعنی در مهتاب هیچ چیچ نبینی به جز مهتاب. نه اسمش، نه رسمش. -مهتاب بدون رسم چیزی نیست. مهتاب موهایش باید آبشار قهوه ای باشد، بوی یاس بدهد… -اینها درست اما اگر این مهتاب را اینگونه دوست بداری، یکبار که تنگ در آغوشش بگیری میفهمی همه ی زنها

برچسب: من اول من ركب الخيل,من اول من صام,من اول من رسم خارطة للعالم,من اول من قاتل بالسيف,من او,من اول من تكلم اللغة العربية,من اول من طاف بالكعبة,من اول من لبس السروال,من اورا دوست داشتم,من اول من بنى الكعبة, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 17:06

امتحان دادم! شبش خوابم نبرد و این نشون میده مغز من از زمانی که کنکور دادم ذره ای بزرگتر نشده، خیلی از خودم ناامیدم... دوست ها، دوستی های از جنس دانشگاه پیرم کردن از مایه گذاشتن برای آدم هایی که شعور فهمیدن ندارن خسته شدم از بخشیدن آدم هایی که لیاقت بخشش ندارن خسته شدم دانشگاه علاوه بر اینکه مغز منو تک بعدی کرد و تمام خلاقیتای منو گرفت، دوستای خوبمم گرفت حس میکنم داشته هامو دارم دونه دونه از دست میدم :( هرچی برمیگردم نگاه میکنم میبینم من در حق کسی کار اشتباهی نکردم که الان دوستایی که فکر میکردم مثل خواهرم هستن اینجوری شدن +شکر...

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:43

مثل گلی که سال ها آبش داده باشی، خاکشو عوض کرده باشی و بهش رسیده باشی، نذاشته باشی بیش از حد نور ببینه پژمرده باشه

بعد یهو باد بیاد گلبرگاشو بکنه، دونه هاشو ببره یه جا دیگه، تو یه گلدون دیگه رشد کنه

تو بمونی با یه گلدون خالی و بدون گل

سهم تو یه شاخه س با تیغ


برچسب: love story,love story lyrics,love story movie,love story taylor swift,love story chords,love story book,love story quotes,love story in harvard,love story movies 2016,love story cast, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 20:43

میدونی؟ من آدم خیلی بدی شدم، خیلی خیلی بد هرچقدرم یه آدم روی زندگی من و خانوادم اثر منفی گذاشته باشه من نباید مرگشو از خدا بخوام! تو دلم آرزوی مرگشو میکنم شاید خیلی از ته ته ته ته دلمم نباشه اما امروز یک هو به خودم اومدم و دیدم دارم به روش های کشتنش فکر میکنم! مثلن داشتم به این فکر میکردم در خونشو باز بذارم یکی بیاد خفه ش کنه!!!! امروز از مطب دکتر قلب سر درآوردم و با آدمایی مواجه شدم که خودشونو سپرده بودن به امون خدا! یعنی طرف مشکل قلبی داره ولی قرص نمیخوره، دکتر نمیره، ورزش نمیکنه و کلن حواسش به خودش نیست و چند دقیقه بعدش شنیدم که داشت میگفت خدا منو ببر و ا

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 23:31

ناراحت ترین آدم دنیام که باشی، ماه میتابه هنوز و خورشید فردام طلوع میکنه ناراحت ترین آدم دنیام باشی، کسی نمیفهمه اگه نخوای فقط تویی و اشکات تویی و فکرات، تویی و یه مشت خاطره که انقدر شیرینن که نمی تونی فراموششون کنی ناراحت ترین آدم دنیام باشی، میتونی به ماه نگاه کنی و فکر کنی اونم همین ماهو میبینه، اونم شاید دراز کشیده و ساعدشو رو پیشونیش گذاشته و فکر میکنه به خیلی چیزا شاید فکر کنه به روزایی که با هم بزرگ شدین، پاییزای رنگی رنگی که دنبال هم دویدین، گلوله برفایی که به هم پرت کردین، به حسایی که نگفتین و به حسایی که گفتین به فاصله... آخ که قلب آدم درد م

برچسب: tomorrow,tomorrowland,tomorrow in spanish,tomorrowland 2016,tomorrow's weather,tomorrow lyrics,tomorrowland 2017,tomorrowland cast,tomorrowworld,tomorrowland movie, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:39

من هیچ وقت آدم خداحافظی نبودم

حتا حالا که داری میری برای همیشه و ممکنه این آخرین بار باشه که فرصت دیدنتو داشته باشم

این هفته همه چی تموم میشه

سوار هواپیما که شدی، با ارتفاع گرفتنش خونه ها کوچیک و کوچیک تر میشن و محو میشن آخر

خاطرات مام همین طورن، کوچیک و کوچیک تر میشن تا...

هرجا هستی خوشحال باشی دوست قدیمی

برچسب: long journey ahead of us, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:39

-اگه ازدواج کردم بت بگم؟ناراحت نمیشی؟

+بگو، همیشه اطلاع داشتنش از نداشتنش بهتره

برچسب: بدون عنوان ضياء دويري, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:39

باید کولمو بندازم رو دوشم راه بیفتم دور دنیا دنبال جواب سوالام!

این که خوشحالی واقعیو کجا میشه پیدا کرد؟ چی میتونه باعث شه بدون نیاز داشتن به هیچ عامل خارجی شاد بود؟

اگه خانواده و دوستات نباشن، چی باعث میشه خوشحال باشی؟

خوشحالی از کجای آدم میجوشه غل غل میزنه بیرون؟

واقعن مهمه آدم روزاشو شب نکنه، مهمه که هر روزت با خوشحالی شب شه...


برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:39

به بچه هایمان یاد بدیم انقدر برای چیزهای کوچیک و مزخرف مثل امتحان استرس نداشته باشند
من اگه یه روز مادر شم، به جای این که بچمو ازین کلاس به اون کلاس ببرم، میبرمش کوه و دره و تپه...
بچه هامونو "آروم" بزرگ کنیم. مهم ترین کاری که یه پدر یا یه مادر میکنه اینه به نظرم...

برچسب: سهرة بدون عنوان, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:39

اگه از پتانسیل سکوت خبرداشتیم شاید یک دهم واقعیت حرف میزدیم

با سکوت میشه آدما رو جوری ترییت کرد که ده سال جیغ کشیدن و بالا پریدن حتا بهش نزدیکم نمیشه!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:39

کاش دغدغه های زندگی در حد استرس دیکته پاتخته ای میموندن! شاید مشکل اینه اونقدر که جسمن بزرگ شدم و آرزهامم با جسم فیزیکیم رشد کردن، خودم از نظر روحی و عقلی بزرگ نشدم و این یعنی تضاد! یعنی میخوام به چیزای بزرگ برسم اما ظرفیت تحمل سختی هاشو ندارم! این استرس ها دارن منو میکشن... یه آرامشی باید باشه بشینه توی کل وجود آدم، نه اینکه با حرف زدن و استدلال و منطق سعی کنی خودتو قانع کنی که چیزی برای ناراحتی وجود نداره! منظورم اینه نباید به خودت یادآوری کنی خدا هست، خدا باید در کل وجود تو جریان داشته باشه بدون یادآوری...

برچسب: بزرگ شو,شول بزرگ,بزرگ کننده,شورش بزرگ سپاهیان هند,چگونه بزرگ شویم,بازار بزرگ شوش,دشت بزرگ شوشتر,میخواستم بزرگ شوی محشری شوی,چطور بزرگ شویم,التم بزرگ شود, نویسنده: ابوالفضل رجبی تاريخ: شنبه 3 مهر 1395 ساعت: 10:39

صفحه بندی